فقط به عشق آسید جواد ذاکر
هیئت عشاق المهدی اقبالیه برگزار می کند:به مناسبت شهادت آقا امام هادی(ع)وتوهین یک بی دین وسگ صفت به محضرآقا امام هادی(ع)وآقا امام زمان (عج)برای همدردی با دل شکسته حضرت بقیه الله العظم ارواحنا فدا اقامه عزا می نماید. سخنران: آشیخ جوادکاظم خانلو از قم مداحان: کربلایی رضا قلباربند وکربلایی روح الله اصفهانی شام مهیمان سفره ارباب ای به سپهر عاطفه بی قرین هیئت عشاق المهدی اقبالیه به مناسبت شهادت حضرت ام البنین وششمین سالگرد ذاکر بااخلاص اهلبیت آقاسید جواد ذاکر(ره)برگزار می کند سخنران:شیخ احمد درویشوند مداحان:کربلایی رضا قلباربندوکربلایی محمدرضا فطری زمان:دوشنبه18/2/91ساعت21:30 مکان:قزوین –اقبالیه-خ-توحید-مسجدتوحید شام مهمان سفره ارباب مـــي ايـــــــــد از دور ,مــردي ســــواره بـــرمــركب عشـــق, چــــون ماهپــــاره القــصـه ايــن مــرد اميـد دلهاســـــــــت خوشبو تر از ياس فرزند زهراست(س) بچه ها بیایید همگی دعا کنیم مادرمون توبستر افتاده دعا کنیم حال مادرمون خوب بشه . آی ننه .آی ننه .آی ننه جوان ننه . قد کمان ننه .قد کمان ننه السلام علیک یا فاطمه الزهرا فاطمیه کمتر از عاشورا نیست هیئت عشاق المهدی(عج) اقبالیه برگزار می کند به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س)چهارشب اقامه عزا می نماید سخنران:حجت الاسلام والمسلمین شیخ احمد درویشوند مداحان:حاج علی فرمانی و کربلایی محمد رضا فطری زمان:ازشنبه2/2/91الی سه شنبه5/2/91شب شهادت ساعت شروع مراسم9شب مکان:اقبالیه خیابان توحید مسجد توحید. هیئت عشاق المهدی اقبالیه فاطمه زهرا سلام الله علیها کربلایی حسین عینی فرد شور (مست حسینم افتخارم همینه...) کربلایی حسین عینی فرد شور (باده بده باده بده ساقیا...) کربلایی حسین عینی فرد شور ( بی قرارم...) کربلایی حسین عینی فرد شور (مستم از این باده...) کربلایی حسین عینی فرد شور (نفس راحت منه...) کربلایی حسین عینی فرد شعر خوانی (گر نیایی حقیر می میرم...)منبع مداحی ها وبلاگ دار المجانین مجمع حیدیون زنجان باسلام . اصلا حسین جنس غمش فرق می کند این راه عشق پیچ وخمش فرق می کند. مراسم هفتگی این هفته هیئت عشاق المهدی با مداحی کربلایی محمد طالقانی وسخنرانی حاج آقا درویشوند شام مهمان سفره ارباب..شروع مراسم ساعت۸شب. سلام، غریب تر از هر غریب! یا امام رضا!حنجره نورانى ات، جرعه نوش سم ستم سیه دلان مى شود و طنین هق هق زائرانت تا قیامت، گلوى سوخته ات را یاد مى کند. یا امام رضا! امروز، تنها نه خیابانهاى خراسان که تمام رگ هاى عاشقانت، به گلدسته و رواقت ختم مى شود. یا امام رضا! همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم. اى غریب ترین غریب ها؛ قلب تو رأفتى به توان بى نهایت است؛ پس طفل هاى بى پناه حاجت ما را دریاب و شفاعتمان را بپذیر![]()
ستاره ی مدینه ، ام البنین
قدرتو در جهان نبوده معلوم
قبر تو در جوار چار معصوم
فاطمه دوم مرتضایی
مادر دیگری به مجتبایی
تو کیستی که با غم و زمزمه
پای نهی به خانه فاطمه
تو کیستی که با همه عزیزی
گفته ای آمدم کنم کنیزی
تو دیده ای که خانه ای سوخته
دخترکی چشم به در دوخته
محض دل تازه گلان حزین
نام تو فاطمه ! شد امّ البنین
تا که نگویند حسینش چه شد
مدینه بین الحرمینش چه شد
رهی که از قبر تو تا فاطمه ست
مدینه ، بین الحرمین همه ست
دامن عطر تو گل یاس داشت
جعفر و عبدالله و عباس داشت
تو آسمان و قمرش ابا الفضل
تو مهر مادر ، پسرش ابا الفضل
تو دیده بودی که علی بی عدد
بوسه به دستان ابا الفضل زد
آه نبودی تو که در علقمه
تیر و کمان بود به دست همه !
نمک به زخم جگرت می زدند
تیر به چشم پسرت می زدند
ساقی از دست شد و مست شد
ماه بنی هاشم بی دست شد
هر چه بگویند تو هم مادری
سخت ، غم از سینه خود می بری
فاطمه آمد که تشکر کند
در عوضت دل زغمش پر کند
غصه نیامدست در بند تو
در سفر چهار فرزند تو
آه چرا کرده صدایت بشیر ؟
از کجا خبر داشت برایت بشیر ؟
داغ جوانان تو در گفته کرد؟
غم حسین خاطرت آشفته کرد ؟
آه نگویم که حسینت چه شد
فاطمه جان نور دوعینت چه شد![]()
والشمــس رويـش, واللــيــــل مـــويـش گلـــها هــمه مســــت, از رنگ و بويـش
عـمــــامـــه بر سر, مثــل پيـمبـــــر (ص) در بـازوانــش نـيروي حيــــــــــــــــدر(ع)
ازپــاي تــاسـر در شـور و شيــــن است بــرق نگـاهــش مثل حســــين(ع) است
مي ايــد از دور خوشــــبو تر از يـــــاس در چشــــم وابرو مـانـند عبــــــاس (ع)
بالاخره آقامون میادو انتقام مادرشو از اون۲تا حرومزاده می گیره![]()
![]()
اى بلند اختر كه ناموس خداى اكبرى *** عقلِ كل را دخترى و علمِ كل را همسرى
زینت عرش خدا پرورده دامان توست *** یازده خورشید چرخ معرفت را مادرى
آن كه بُد منت وجودش بر تمام ما سوى *** گشت ممنون عطاى حق كه دادش كوثرى
تاج فرق عالم و آدم بود ختم رسل *** بر سر آن سرور كون و مكان تو افسرى
از گلستان تو یك گُل خامس آل عباست *** اى كه در آغوش خود خون خدا مىپرورى
مقتداى حضرت عیسى بود فرزند تو *** آن چه در وصف تو گویم باز از آن برترى
در قیامت اولین و آخرین سرها به زیر *** تا تو با جاه و جلال حق، زمحشر بگذرى
بر بساط قرب بگذارد قدم چون مصطفى *** تو بر او هستى مقدم ، گرچه او را دخترى
كهنه پیراهن چو بر سر افكنى در روز حشر *** غرقه در خون خدا برپا نمایى محشرى
با چه ذنبى كشته شد مؤوده آل رسول *** بود آیا اینچنین، أجرِ چنان پیغمبرى
قدر تو مجهول و مخفى قبر تو تا روز حشر *** جز خدا در حق تو كس را نشاید داورى
* * *
شمع جمع آل طه بضعه خیر الورى *** دختر شمس الضحا و همسر بدر الدّجى
آفتاب برج عصمت گوهر درج شرف *** لیلة القدر وجود و سرّ و ناموس خدا
آن كه بنشاندش به جاى خود امام الانبیاء *** وان كه بُد آمینِ او شرط دعاى مصطفى
مبدأ جسمش بُد از اثمار اشجار بهشت *** منتهاى روح پاك او حریم كبریا
ز آدم و عیسى نبودش كفو و مانندى به دهر *** شد در اوصاف كمال او هم تراز مرتضى
در مدیحش عقل شد حیران و سرگردان چو دید *** هست مدّاحش خدا، وصف مقامش هل أتى
پا ورم كرد از نماز و دست و بازو از جهاد *** سینه او شد سپر در راه حق روز بلا
رفت از دار فنا بشكسته دل آزرده تن *** آن كه بُد آزردنش ایذاء ختم الانبیاء
گفت حیدر در غروب آفتاب عمر او *** تار شد دنیا و روشن شد به تو دار بقاء
* * *
دختر خیر الورى و همسر فخر بشر *** علم مخزون، غیب مكنون در ضمیرش مستتَر
لیلة القدر، نزول كل قرآن مبین *** مطلع الفجر ظهور منجى دنیا و دین
آسمان یازده خورشید تابان وجود *** روشن از نور جمالش عالم غیب و شهود
شمع جمع اهل بیت و نور چشم مصطفى *** مهجه قلبى كه آن دل بود قلب ماسوى
آیه تطهیر وصف عصمت كبراى او *** هل أتى تفسیرى از دنیا و از عقباى او
تا قیامت شد به او روشن چراغ عقل و دین *** منتشر از او به دنیا نسل خیر المرسلین
اندر آن روزى كه وا نفسا بگویند انبیا *** شیعتى گویان بیاید او به درگاه خدا
مصحف او لوح محفوظ قضاء است و قدر *** در حدیث لوحِ او برنامه اثنى عشر
علم ما كان و یكون ثبت است اندر دفترش *** نى سلونى گفته در عالم كسى جز همسرش
اوست مشكاة دو مصباحى كه شد عرش برین *** زینت از آن دو، چراغ راه رب العالمین
میوه باغ وجودش حلم و جود مجتبى است *** حاصل آن عمر كوتاهش شهید كربلا است
زینب آن اسطوره صبر و شجاعت دخترش *** گوى سبقت برده در اسلام و ایمان مادرش
دامنش جان جهان و یك جهان جان پرورید *** وه چه جانى كه خداوند جهان او را خرید
خون بهاى خون او شد ذات قدّوس خدا *** گشت كشتى نجات خلق و مصباح الهدى
منقطع شد وحى بعد از رحلت خیر الأنام *** لیك جبریل امین بنمود در كویش مقام
بود امین وحى دائم در صعود و در نزول *** تا گذارد مرحمى بر قلب مجروح بتول
دل شكسته بود و از هجر پدر بیمار بود *** پشت و پهلو هم شكسته از در و دیوار بود
تسلیت مىداد او را ذات پاك ذو الجلال *** تا بكاهد زان غم و آن رنج و آن درد و ملال
عطر و بوى و رنگ و روى و خُلق و خَلق عقل كل *** ساطع و لامع بُد از آن بضعه ختم رسل
زین سبب روح القدس شد در حریم او مقیم *** تا در آن آئینه بیند صاحب خُلق عظیم
زین قفس چون مرغ روحش رو به رضوان پر كشید *** رفت جبریل امین و از مدینه دل برید
مرتضى آن قطب عالم لنگر دنیا و دین *** عرش علم و روح ایمان و امیرالمؤمنین
آنكه در تسلیم و صبرش عقل شد مبهوت و مات *** كرد در فقدان این همسر تمناى ممات
بود زهرا ركن آن ركن زمین و آسمان *** رفت و ویران شد سر و سامان آن شاه جهان
صورتى كو خَلق و خُلق عقل كل را مىنمود *** گشت پنهان نیمه شب در خاك غم، امّا كبود
ماهتاب آسمان عصمت و عفّت گرفت *** كس نداند جز على آخر چه بگذشت و چه بود
دیده عالم ندیده زهرهاى مانند زهرا *** دخترى مادر نزاده كو شود اُمّ ابیها
شد خدا راضى به آنچه فاطمه راضى به آن شد *** متفق شد در رضا و در غضب با حق تعالى![]()
![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()

![]()
![]()
| قالب جديد وبلاگ دکتر عباسي |


